با ما همراه باشید

یادداشت

گذشته وحالِ فرهنگ درخراسان کهن

گذشته وحالِ فرهنگ درخراسان کهن

آنچه مایه سربلندی و ثبت و ضبط تاریخ زرین خراسان بزرگ وکهن گردیده، داشته های ارزشمند و گران سنگش در عرصه فرهنگ و هنر و ادب است، گذشته فرهنگی- هنری وادبی این سرزمین، مملو از بناها، آثار و مفاخری می باشد که هرکدام به تنهایی منبع و سرچشمه ای زلال برای تشنگان و پویندگان طریقِ معرفت و حقیقت بوده و خواهد بود. قطعا پیدایش و خَلق چنین پیشینه ای از بستر، پشتوانه و جهد و تلاشی مستمر برخوردار بوده است. رنج ها و سختی هایی که فرهیختگان، نخبگان، هنرمندان، اندیشمندان، عرفا و فضلایی که خالقِ این همه دانش، ارزش، زیبایی، اعتبار و اقتدار بوده اند همراه با مقاومت، صبر و سعه صدری که تحمل کرده و پشت سر گذاشته اند. سرمایه ای بس گرانمایه و قابلِ اتکا می باشد. اصلی ترین ویژگی عمود این خیمه که باعث شکل گیری این گذشته سرشار از عزت وسربلندی و پرافتخار شده است، نوع نگاه، بینش و اندیشه های برخوردار از محتوایِ عمیق می باشد. حکمت، خردورزی، ژرف نگری که در آن عصر و زمانه درلایه های فکری و ذهنی و عملی و آثار به یادگار مانده مشهود است. عامل و پایه ی اصلی خلقِ این همه با محتوایِ عمیق بوده است که هربخش و قطعه ای از آن، روزها، هفته ها، ماه ها و حتی سالها زمان می طلبد تا به تفسیر و تعریف بر آید. آثار و برکات و خاطراتی که همچنان مایه خیر و برکت و مرجع و ملجأِ اهل علم و دانش و پژوهش و آزاداندیشان بوده و هست و خواهد بود.
باتأسف فراوان باید گفت: نسل حاضر بنا به دلایل متعدد و متفاوت از این مدار خارج و از حکمت و خردورزی و ژرف نگری بویژه در حوزه عمل فاصله گرفته و روز به روز با این گذشته سرشار از الگو و اعتبار بیگانه و بیگانه تر می شود. تفاوت فاحش در نوعِ فرهنگی که در این روزگار عرضه می شود با آن سابقه نورانی مؤید این ادعاست. ازجمله علت ها، مکانیکی و ماشینی شدنِ بیش از حد و اندازه ی نسل جدید است، بجای اینکه بشر امروزی، علم و پدیده ها و ابداع و اختراعاتِ متحیرانه را در خدمت جایگاه انسانی خویش بگیرد. برعکس در اوج و بی نهایت وادادگی تمامِ توان و هستی و انرژی و هم و غم خود را دراستخدام دنیای ماشینی و فضای مجازی قرارداده و از حقیقت و ماهیت خود غافل شده است. در این رهگذر ولابلای چرخ دنده های ظریف و پیچیده ی صنعت و ارتباطات تنها انسان است که نابود می شود و اثری از احساس و عواطف و برکات شیرین معنویت، انسانیت و اخلاق مشهود نمی باشد.
دلیل دیگر، دولت ها، حاکمیت ها، گروه ها و نحله های اجتماعی – سیاسی – اقتصادی – هنری – مذهبی و … نیز با رویکردهای صرفا مادی و تکیه بر قدرت و ثروت نیز از علم و دانش و معارف نابِ انسان پرور (علوم انسانی) عبورکرده و فاصله گرفته و در جهت فتح قله های قدرت و ثروت و دستیابی به لذت های کوتاه و زودگذر از یکدیگر سبقت گرفته وزیر چرخ و چکمه‌های خودخواهی و خودکامگی، تمام ارزشهای انسانی و اخلاقی را از بین برده و می برند.
دلیل سومی که برای این اوضاع آشفته می توان بیان کرد این است که : اکثر قریب به اتفاقِ تشکل ها، سیاست ها، برنامه ها و قید وبندهایی هم که تحت عناوین فکری و اندیشه ای در منظومه علوم انسانی تشکیل و تعریف شده و فعالیت می کنند نه تنها ازحداقل محتوا و عمق برخوردار نیست بلکه اگر نگوییم در مقابل و متضاد با ارزشهای انسانی و اخلاقی عمل می کنند. حتما مجموعه هایی خنثی و بی خاصیت می باشند که فقط فضا را با عناوین پر طمطراق اشغال و منابع مادی و انسانی را به هدر می دهند.
اگر به ذکر دلایلی دیگر بپردازیم, مثنوی مفصلی خواهد شد، فلذا به همین اندازه بسنده کرده و بسیار خلاصه به دغدغه اصلی می پردازیم؛ برای پویایی یک جامعه انسانی حتما توجه به گذشته تاریخی وبهره مندی از آثار، زحمات، روش و منش و توصیه های بزرگانش ضرورتی قطعی می باشد. با استفاده از امکانات و پیشرفت های عصر مدرنیته و با شناختِ عمیق از نیازهای اساسیِ انسان در دنیای امروز، راه را برای زندگیِ آگاهانه و سالم و پاک وبه دور از هرگونه جهل و نادانی فراهم نماید، با دعوت از اصحاب و اهالیِ دلسوزِ عرصه فرهنگ که از دانش و تجربه لازم برخوردارند، انگیزه حضور و میدان داری و دخالت در سیاستگذاری ها را برای ایشان فراهم تا ضمن حفظ حرمت و جایگاه آنها از تجربه و توان و نصایحِ عالمانه و مشفقانه این سرمایه های ذی قیمت در جهت پیشرفت و محتوا و عمق بخشی به فعالیت ها به خوبی استفاده گردد.
هرچه در عملکردها و نگرش ها و سبک های زندگی به تناسب نیازهای واقعی از فاصله بین وضعیت موجود با آنچه که درگذشته ی زرین این سرزمین رخ داده است کم گردد، قطعا حظ و بهره و کیفیتی عالی را به ارمغان خواهد آورد. البته این بدان معنا نیست که عینا چون گذشتگان زندگی شود، نگرانی ازاین جهت است که نکند به بهانه دلبستگی های سراب گونه و جاذبه های کاذب و پراکنده در فضای مجازی و اجتماعی از گذشته و داشته های ارزشمندِ کهن غفلت شود و فضا و میدان به دست دلالان و فرصت طلبان و حقه بازانی واگذار گردد تا با لودگی و سبک و روشهای پوشالی و بی ریشه به نام فرهنگ، هنر و ادب جولان داده و چنان فضا را آلوده و بر این فاصله و بیگانگی افزوده و منابع و سر چشمه های سرشار از فیض و دانش و معرفت را از دسترسِ تشنگانِ معارف انسانی و اخلاقی دور نگه داشته و در نهایت جامعه و اهلش را با مرگ مطلق مواجه نمایند.
پس باید همگان، هر نهاد و فردی به سهم خویش در راستای حراست ازگنجینه فرهنگ و علم وادب، مواظبت، همت و دقت مضاعف را مصروف دارند، زیرا ارزش و قوام هر نسل و جامعه و تمدنی وابسته به توجه جدی و مستمر نسبت به گذشته و پیشینه تاریخی و فرهنگی‌اش می‌باشد.

علی‌اکبر علیزاده/ فعال فرهنگی و اجتماعی

منبع/ ماهنامه بارثاوا

0/5 ( 0 نظر )
ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *