با ما همراه باشید

تئاتر

نقد مؤلفه های نمایشی در آثار «رضا صابری»

نقد مؤلفه های نمایشی در آثار «رضا صابری»

به نام آن که زیباست و از عشق ناتمام ما جمالش مستغنی

 

  • پیش گفتار:

  سخن گفتن درباره هر هنرمندی که چند دهه از عمرش را به آفرینش ادبی و هنری پرداخته، از آن جهت که بتوان حق مطلب را درباره او و آثارش ادا کرد، بسیار سخت و گاه محال است.

  آگاهی کامل بر تحولات زندگی او، گذشته و حال او و شرایط و پیش زمینه هایی که در آفرینش هر اثر متفاوت از آثار دیگر بوده، سخت بودن این گونه نوشتن را بیشتر اثبات می کند.

  حال چنانچه نوشته ی تو درباره ی هنرمندی آشنا باشد که به جز جایگاهی که در هنر شهر و کشور خویش دارد، بر تو هم چه زمانی که تماشاگر آثارش بوده ای، چه زمانی که به عنوان منتقد با او به گفت وشنود پرداخته ای و چه آن گاه که در یک رابطه دوستانه مجال سخنی بوده و در هر کدام از این احوال به شکلی از او هم آموخته ای، دشواری سخن گفتن درباره او را صدچندان می کند.

  زمانی که خواسته شد یادداشتی درباره ایشان بنویسم، همچنان که پیش از این، هنگام نوشتن در باره دیگر دوستان به دشواری برآمدن از انجام چنین خواسته ای آگاهی کامل داشتم و تنها عامل انجام آن ادای دین خود به آنان در حد توان بود، این بار نیز همین امر موجب پذیرش این مقال گردید.

  نگاه به وسعت آثار هنری «رضا صابری» نیازمند تحقیق جدی در بازه زمانی بلندی دارد تا بتوان علاوه بر رفع نیازهای تحقیقی این مقوله، با گپ و گفت و سیر در احوال او و آثارش، رفته رفته به صحت و سقم آنچه به دست آورده ای، نزدیک گردی و حاصل نگاهی منصفانه، دقیق و کاربردی چه برای خود آن هنرمند – که برپایه داشته های قبلی خود به نگاه های تازه تری دست یابد – و چه برای هنرجویان و هنرمندانی باشد که در طلب تجربه آموزی از دستاوردهای شخصی و تجربی هنرمندان پیش کسوت هستند.

  بدیهی است چنین پرداختی در چنین مجالی نمی گنجد و تنها شاید بتوان به اموری بسیار کلی پرداخت، به آن امید که سر فصل هایی بازگردد، برای پرداختن شایسته تر به آن در زمانی دیگر و شرایطی درخور، اگر آنها که باید، چنین موقعیتی را فراهم گردانند. افسوس که تجربه نشان داده در فرهنگ و هنر، تحقیق فرزندی ناخواسته است و یتیمی که چنانچه به ارزش گوهر درونش آگاه شویم، می تواند پدر یا پدرخوانده و دستگیر فرزندان مستعد بسیاری گردد. 

 

  • مروری بر سه دوره تجربیات نمایشی «رضا صابری»

 الف) دوره بازیگری

  صابری خیلی زود و در اوان جوانی(۱۹ سالگی) توانست وارد جرگه ی بازیگران نمایش و گروه های نمایشی زمان خود شود.

کمی بعد از شروع فعالیت بازیگری(حدود ۲ تا ۳ سال) او خیلی زود استعداد خود را در زمینه نمایشنامه نویسی نشان داد و، توانست از حدود سال۱۳۵۰ جزو بازیگران گروه های درجه یک آن زمان قرار گیرد.

  مهم ترین تجربه بازیگری او در این دوره نمایش های مذکور هستند.

 

  «خر با بار نمک»(داریوش ارجمند) مشهد، خانه نمایش؛ ۱۳۵۴

«آی با کلاه، آی بی‌کلاه» (داریوش ارجمند) مشهد، تالار هلال احمر؛ ۱۳۵۴

«تفنگ شکاری» (فریدون صلاحی) مشهد، تالار هلال احمر؛ ۱۳۵۵

«در حضور باد» (داریوش ارجمند) مشهد، خانه نمایش؛ ۱۳۵۵

«آریا داکاپو» (داریوش ارجمند) مشهد، خانه نمایش؛ ۱۳۵۶

 

او در این دوره به جز  بازیگری برای دو گروه شادروان «فریدون صلاحی» و «داریوش ارجمند»، به عنوان بازیگر در نمایش «علامت سوال» – ( شادروان انوشیروان ارجمند) – و نمایش «حالت چطوره مش رجب؟» – (مصطفی هنرور) – ایفای نقش می کند.

  تجربه بازیگری توانست بعدها دستاوردهای تاثیرگذاری را برای او چه در مقام بازیگر و چه در جایگاه نویسنده و کارگردان به ارمغان بیاورد.

 

  ب) دوره نویسندگی

  شروع دهه پنجاه شمسی، آغاز دوره جدی نمایشنامه نویسی «رضا صابری» است.

  اولین تجربه او در همکاری با زنده یاد «فریدون صلاحی» در نمایش «از دریچه ها» و سپس همکاری با «داریوش ارجمند» به عنوان نویسنده است که مهم ترین آنها نمایش های «عصمت» ، «ایاس» و «سایه های بلند باد» می باشد.

  سال ۱۳۵۶«صابری» با نوشتن دست به تجربه تازه ای با زنده یاد «رضا دانشور» برای نگارش نمایشنامه «دیها» می زند که نشان از تجربه اندوزی اوست.

  دغدغه ی نوشتن دیگر برای او به مساله ای جدی تبدیل می شود که تا کنون ادامه دارد.

 

  ب) دوره کارگردانی

  دهه پنجاه تا شصت را می توان مهم ترین دهه در شکل بخشی شخصیت هنری «رضا صابری» دارد.

  اما آنچه نقش اساسی را در زندگی هنری او ایفا می کند و به او شهامت آزمودن تجربیات دیگری را در عرصه هایی چون کارگردانی نیز ایفا می کند، استعداد نویسندگی اوست.

  در حقیقت همچنان که استعداد نویسندگی او، راه را برای بازیگریش در گروه های حرفه ای زمان خود باز می کند، زمینه را برای آزمودن خود در جایگاه کارگردان نمایش نیز فراهم می آورد.

  نکته جالب این که او اولین تجربیات کارگردانی خود را بر اساس نمایشنامه های نویسندگان مطرح آن دوره همچون «اسماعیل خلج» و «محمود استاد محمد» پی ریزی می کند. اشخاصی که بعدها نیز تاثیر خود را بر او نشان می دهند.

  دوره کارگردانی «رضا صابری» در بعد از انقلاب بر پایه نمایشنامه هایی است که خود دست به نگارش آنها می زند.

 

  • اشاره ای ‌کلی به مولفه های نویسندگی و کارگردانی «رضا صابری»

 

  در نگاه کلی برای دستیابی بهتر به شناخت ویژگی های کارکردی آثار «رضا صابری»، می توان آنها را بر دو دوره زمانی تقسیم کرد:

  الف) دوره قبل از انقلاب

  مهم ترین تجربیات کارگردانی او در این دوره – قبل از انقلاب – نمایش های ذیل است.

 

  «گلدونه خانم» (اسماعیل خلج) مشهد، خانه نمایش؛ ۱۳۵۳

  «قلم عمه خانم» (گوردون داویود) مشهد، خانه نمایش؛ ۱۳۵۴

  «آسیدکاظم» (محمود استاد محمد) مشهد، خانه نمایش؛ ۱۳۵۴

 

  تجربه اندوزی در زمینه کارگردانی بر پایه تجربه نویسندگان حرفه ای تر از خود از این جهت اهمیت دارد که متون نمایشی قوی با دارا بودن نسبی “اصول درام” که شرط اولیه برای یک متن مناسب اجرا است، بهتر می تواند به موفقیت هنرمند در تجربه آموزی خود در زمینه کارگردانی نمایش کمک نماید.

  آنچه در این دهه (۶۰–۵۰)در حیطه نویسندگی و کارگردانی برای «رضا صابری» به عنوان «مولفه های هنری» او بروز می کند، «موضوعات اجتماعی» است. موضوعاتی که همچنان بخشی از مسیر او در نوشتن و کارگردانی است.

 

  ب) دوره بعد از انقلاب

  در بررسی آثار «رضا صابری» با توجه به گرایش متفاوت او به موضوعات آثارش، این دوره را نیز می توان به دو برهه زمانی تقسیم نمود. دوره ای که تمام تجربیات کدرگردانی او اجرای متن های نوشته شده خود اوست.

 

  ۱) برهه انقلاب و جنگ

  با شروع انقلاب و تاثیری که این تحول بزرگ تاریخی و اجتماعی برای همه افراد جامعه در هر تیپ و سنخی و از جمله هنرمند دارد، «صابری» با همان رویکرد اجتماعی خویش اما این بار از دیدگاه شعارهای مطرح دوره انقلاب دست به نوشتن «رامرودی ها»، «خانات» و «گلارکته» و سپس اجرای آنها می زند. سه نمایشی که هر سه از این دیدگاه دارای ویژگی های مشترکی هستند.

  شاید بتوان گفت شناخت «رضا صابری» از درام در آثار نویسندگانی چون «غلامحسین ساعدی» از حیث “اشخاص” و “جنس و بافت درام” او  و نیز متون نمایشی کسانی چون «بهرام بیضایی» که بر پایه سبک اجرایی با هویت ملی، ایرانی نوشته و اجرا می گردد، توانسته تأثیر مناسبی را در شکل بخشی به فضای بومی و محلی این دوره از آثار او ببخشد.

  کمی بعد وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بازتاب خود را در نمایشنامه «مظلوم پنجم» او – با بازی دوست سفرکرده مان شادروان رضا سعیدی – نشان می دهد که «صابری» با توجه به تجربیات قبلی خود در ادامه همان روند توجه به ویژگی های اجرایی تئاتر ایرانی، با طرح اجرای تازه خود، در این نمایش به اقبال خوبی دست می یابد.

 

  ۲) برهه بعد از جنگ

  با پایان گرفتن جنگ و آرامش نسبی حاکم بر جامعه، توجه به فضای اجتماعی و فردی جامعه فرصتی برای بروز خود در قالب های متفاوت هنری می یابد.

  عمده موضوعی که نگاه «رضا صابری» را در این دوره به سوی خود می کشد، مسائل اجتماعی است، اما این بار با نگاهی متفاوت از قبل از انقلاب.

  به بیانی می توان گفت او دوباره به همان دغدغه های اجتماعی خود در میان مردم عادی باز می گردد، اما هر بار با توجه به نیاز موضوع نمایش و اشخاص آن، گرایشی متفاوت در قالب کلی اجتماعی خود دارد.

  شروع این دوره کارهای او با نوشتن و کارگردانی «شنا در آتش» در سال ۱۳۷۲است.

  پرداختن به دغدغه های تیپ هنرمند و توجه به «فردیت انسان» و تنهایی او ، شروع متفاوتی را در آثار او بازتاب می دهد که به جهت توجه به «نیازهای فردی» و «شخصیت پردازی»اش پتانسیل بالقوه خود را برای اجرا در زمانی دیگر فراهم می آورد.

  ادامه همین نگاه در «یخبندان» و سپس در نمایش «دانگ هفتم» اما در پرداختن داستان اشخاص با ویژگی خاص در کنار تیپ های معمولی یک بخش از جامعه ادامه پیدا می کند.

 

  ○ شکل گیری مولفه های جدید

  «عشیق»، «آیه های غربت»، «مشق نور» و «خون رقصه» نشان دهنده نمایش هایی متفاوت به لحاظ موضوعی در آثار «رضا صابری» در پرداختن به ارزش های دینی، تاریخی است که بدین بهانه زمینه ای برای دست یازیدن به استفاده از ویژگی های اجرایی سبک هایی چون تعزیه را در اختیار او قرار می دهد.

 

  در ادامه او باز هم تجربه تازه تری را می آزماید تا بتواند با نوشتن و اجرای نمایش هایی چون «بازی نامه باستان» و «نبرد رستم و سهراب» به بخشی از شیوه های اجرایی که دوست داشته و دارد، بپردازد؛ یعنی تجربه ای برای رسیدن به مفاهیم «تئاتر ملی و آیینی» با توجه به «فرهنگ عامه» و «متون کهن ایرانی» که در اجرا هم می تواند به عنوان تمهیدی برای استفاده از شکل های اجرایی متداول در آداب و رسوم و جشن ها و رقص ها و آواهای ایرانی به کار رود؛ هرچند در حد مقدورات باشد.

 

  «ما همه اهل یک محله ایم» و «سِفر هشتم» از بعد موضوعی ترکیبی از نگاه اجتماعی در تلفیق با «ارزش های مذهبی و اعتقادی» است که از این بابت با رویکرد اجتماعی او در آثار دیگرش کمی متفاوت می نماید، اما در اجرا از شیوه های آزموده شده قبلی خود بهره می گیرد.

 

  ○ دوره بازآفرینی، برداشت و اقتباس

  این دوره، تازه ترین بخش از تجربیات نمایشی «رضا صابری» است که می تواند حاصل و بازتاب تمامی تجربیات گذشته او باشد. از این لحاظ امیدوارم او بتواند شرایط مناسبی را برای این دوره زمانی کارهایش با کمک اهالی فرهنگ و هنر و مدیران این حوزه فراهم آورد.

  شروع این دوره با بازنگری او به نمایشنامه «شنا در آتش» – اجرا در سال ۱۳۷۲ – است که کوشیده بود هم در بازنویسی و هم در شکل اجرا و طراحی آن به زبان روز خود دست پیدا کند که خوشبختانه با استقبال خوب مردم در زمستان سال ۱۳۹۶در سالن اصلی تئاتر شهر مشهد به روی صحنه رفت.

  آخرین باری در ملاقاتی که با ایشان داشتم، صحبت درباره برداشت و اقتباسی نمایشی از رمان «ابلوموف» به میان آمد.

   رمانی «شخصیت محور» که توانست با خلق شخصیت «ابلوموف» پدیده تازه ای را چه در دنیای ادبیات داستانی و چه در حیطه علم «روانشناسی» با عنوان «ابلوموویسم» مطرح نماید.

  با چنین اشاره ای روشن است برآمدن از نوشتن و اجرای چنین نمایشی در «همخوان کردن» با محیط و جامعه ایرانی کاری بس دشوار اما بسیار جذاب است که بی شک «رضا صابری» یکی از بهترین گزینه های انجام این امر است.

 

  □ سخن آخر:

  آنچه در این میان مهم می نماید که همواره و به طور معمول این روال نادیده گرفته می شود، ارج نهادن بر سرمایه های ملی و منطقه ای در هر زمینه ای از جمله حوزه ادب و هنر این خطه هنرخیز بر شیوه ای ماندگار است.

  تنها شکل ارج نهادن بر یک شخصیت هنری، شیوه مرسوم برگزاری جشن بزرگداشت در روزی و به فراموش سپردن آنان نیست که این گونه برخورد نبودش محترمانه تر از بودش است.

  از بهترین راه های قدردانی از این بزرگواران، فراهم آوردن زمینه های انجام و عرضه ‌کار و هنر خویش و مهم تر از آن مهیا کردن زمینه هایی برای فراگیری نسل جوان و علاقه مندان و استعدادهای آینده از هنر چنین کسانی است که آنچه را دیگران رشته اند، ما با نیاموختن خود پنبه نکنیم.

  امروز این نشریه در حد بضاعت خود به این امر همت می گمارد، فردا را در انتظار چنین تغییری در نگاه به سرمایه های ادب و هنر این ملک از سوی دیگران می مانیم!  

  امید که در این تعجیل بر مقال، کوتاهی و نقصان در نوشته را همگان ببخشایند که بزرگان را بزرگی سزاست و همه را بخشش خدای، نیاز.

  مجتبی انوریان یزدی – مهر ۹۷

                                ¤¤¤

توضیح: به جهت در دسترس بودن فهرست آثار نمایشی «رضا صابری» و شناسنامه ی بازیگری ایشان برای تلویزیون و سینما از ذکر آن خودداری شده تا متن دچار اطناب نگردد.

                                 ■■■■■

منبع: ماهنامه باثاوا

0/5 ( 0 نظر )
ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *