با ما همراه باشید

هنرمندان

شاعرى بدون خیابان

مهدی اخوان ثالث

مهدى اَخوان ثالث در شهر خودش هیچ نام و نشانى ندارد!!!
علی رزاقی بهار

نه خیابان و نه کوچه اى در هیچ کجای شهر زادگاهش به نام او نیست. مهدی‌اَخوان‌ثالث تنها و غریب در گوشه اى از مقبره فردوسى بزرگ به خاک سپرده شده است. که البته او تنها شاعرى است که با دستور رهبر معظم‌انقلاب در پیرامون مقبره فردوسی سنگ قبرى دارد و دیگر شاعران و هنرمندان خراسانى در مقبره الشعرایى در بیرون به خاک سپرده شده‌اند. شاید این تنها اِحترامى است که تاکنون با وجود این همه فضیلت برای او قائل شده اند. و مابقى را عده‌ای کم بهره از هنر و کلام خواسته و ناخواسته ممیزى کرده‌اند.
اما اَخوان شاعرى مهم و تاثیرگذارى نه تنها در جغرافیاى مشهد که در سراسر ایران است و در میان ادیبان و شاعران جایگاه ویژه‌اى دارد. برای بسیارى از شاعران هم‌نشینى با وى افتخارى بوده است و گفتن خاطرات از او به درجه علمى‌اشان مى‌افزاید.
محمدرضا‌شفیعى‌کدکنى دیگر شاعر خراسانى به اعتراف خودش از او تاثیر گرفته و مدت‌ها در آرزوى هم‌نشینى با وى بوده است و بارها و بارها از او تمجید کرده است. تمجیدى که نشان از نبوغ و غِناى شعر اَخوان دارد.
زیبایى کلام و شعرش چنان با روح آدمى بازى می کند و چنان در ذهن جا مى‌گیرد که هرگز نمى‌توانى اَشعارش را نبینى و صداى درونش را نشنوى. هرگز لازم نیست حتما از اَهالى شعر و اَدب باشى تا او را دَرک کنى؛ کافى است ذره‌اى ذوق در وجودت باشد تا در دریای بى‌کران کلمات او گم شوید و با خیالش همراه شوید.
اَخوان‌ثالث متولد ۱۰ اسفند در مشهد است. سرزمینی ادیب پرور که صدها شاعر و ادیب نامی تا امروز در آن زیست کرده اند.
اشعارش بیشتر زمینهٔ اجتماعی دارند و گاه حوادث زندگی مردم را به تصویر کشیده‌است؛ همچنین دارای لحن حماسی آمیخته با صلابت و سنگینی شعر خراسانی و نیز در بردارندهٔ ترکیبات نو و تازه است.
پدرش علی نام داشت، یکی از سه برادری بود که از فهرج در استان یزد به مشهد کوچ کرده بود و از این رو آنان نام خانوادگیشان را اخوان‌ثالث به معنی برادران سه‌گانه گذاشتند. نامی که امروز اگر چه نام هیچ کوی و برزنی نیست اما در ضمیر بسیاری زمزمه می‌شود.
هوشنگ‌گلشیری، نویسنده معاصر ایرانی مهدی اخوان‌ثالث را رندی می‌داند از تبار خیام با زبانی بیش و کم میانه شعر نیما و شعر کلاسیک فارسی. وی می‌گوید تعلق خاطر اخوان را به ادب کهن هم در التزام به وزن عروضی و قافیه بندی، ترجیع و تکرار می‌توان دید و هم در تبعیت از همان صنایع لفظی قدما مانند مراعات نظیر و جناس و غیره.
جمال میرصادقی، داستان‌نویس و منتقد ادبی، هم دربارهٔ اخوان گفته‌است: من اخوان را از آخر شاهنامه شناختم. شعرهای اخوان جهان‌بینی و بینشی تازه به من داد و باعث شد که نگرش من از شعر به کلی متفاوت شود و شاید این آغازی برای تحول معنوی و درونی من بود.
از این نقل‌قول‌ها در خصوص اخوان در جغرافیای
شعر و ادبیات بسیار بسیار زیاد است اما او چه در روزهای پایانی حیاتش و چه امروز تنها است. در شهر خودش مشهد غریب است و نظاره‌گر حال روزمرگی ما است.
اخوان متخلص بود به م.امید علاوه بر شعر ساز هم می‌زد و چهل روز پس از بازگشت از خانه فرهنگ آلمان در چهارم شهریور ماه سال ۱۳۶۹ در تهران از دنیا رفت. در حالی‌‌که نامش هم هست و هم نیست!

0/5 ( 0 نظر )
ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *