با ما همراه باشید

فرهنگ

به خود آئیم!

دختر آبی

حدود ۱۰، ۱۵ سال پیش فیلم «بمانی» از ساخته‌های داریوش مهرجویی با تم خودسوزی در دانشکده مدیریت و در هفته پژوهش اکران می‌شد و جلسه نقد و بررسی هم داشت.

من منتقد و گرداننده آن جلسه بودم و از وزارت کشور اطلاعاتی گرفته بودم که می‌گفت که آمار این خودسوزی‌ها بسیار بالاست و بیشتر هم برخاسته از محدودیت‌ها یا تعصب‌های خانوادگی و مذهبی است و …

وقتی لابلای حرف‌ها، آمار را خواندم، یک جوان قلچماق از وسط جمعیت بلند شد و توهین کرد که این دروغ‌ها چیست که به خورد ملت می‌دهید!؟ این وصله‌ها به اهالی منطقه ما نمی‌چسبد و شما مغرض هستید و چه و چه و چه!

این وسط بود که داریوش مهرجویی ناگهان ‌به‌شدت برآشفت و مردانه وارد بحث شد و به جوان متعصب؛ که با خشونت می‌خواست حقیقت را کتمان کند؛ توپید و او را سر جایش نشاند.

مهرجویی به طرف گفت؛ اولاً ادب حکم می‌کرد که ساکت باشی و در آخر اگر حرفی بود، بگی؛ ثانیاً بدان با چه کسی حرف می‌زنی و بعد هم آمار را تایید کرد، جوان که انتظار این دفاع جانانه را نداشت، برخاست و از جلسه خارج شد و نشست با آرامش تا پایان ادامه یافت.

اکنون هم دختری جوان‌سال دست به خودسوزی زده و تاریخ این روزگار را نشانه‌دار کرده است، این یک واقعیت است و کتمان‌اش بی‌فایده.

متاسفم! پشت این ماجرای به‌شدت ناراحت‌کننده و بسیار تلخ، جان یک انسان گرفته شده، به فوتبال و رنگ و استادیوم و چه و چه و چه کاری نداریم، نه سیاسی هستیم و نه ورزشی و نه هیچ چیز دیگر، جان یک انسان فراتر از همه این چیزهاست، قرار بوده همه این چیزها برای رسیدن به آن مدینه فاضله و رسیدن به آرمان‌ها و حفظ کرامات انسانی باشد، نه برعکسش!

بزرگی باید کرد مثل مهرجویی عزیز، جلوی اشتباه را باید گرفت، با قلدری، کتمان، انکار، تبرئه‌کردن خود و …، مشکلی حل نمی‌شود، بغرنج می‌شود.

● رضا درستکار

0/5 ( 0 نظر )
ادامه مطلب
تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *